خرید بک لینک

مقتدر مثل آغا محمد خان قاجار


آغا محمد خان قهرمان بدنام ایران زمین
به قول برخی صاحب نظران با معیار این زمانه نمی توان برای نحوه عملکرد سیاسی و نظامی آغا محمدخان نظری واقع بینانه داد
شاید دلیل بدنام شدن این قهرمان که بانی انسجام ایران شد مهر و محبت به خاندان زندیه باشد وگرنه در کشتار و عقوبت شورشیان همه شاهان از شاه عباس گرفته تا نادر شاه و حتی سلاطین نامدار اروپایی همین رویه خشن خواجه تاجدار را در پیش گرفتند
قشون ایران در دوران سلطنت آغا محمدخان ترسناک ، خشن ، بی رحم و قدرتمند بود این را مورخین خارجی و داخلی به آن اعتراف کرده اند
قشونی که حتی مایه وحشت ملکه روسیه تزاری شده بود که این را باید به نبوغ فرمانده بی رحمش هم نسبت داد
آقامحمد‌خان که مصمم به سرکوب مدعیان سلطنت بود و عزمی جزم در نیل به اهدافش داشت با رشادت و قساوت و سماجت که لازمه پادشاهی آن زمان در جهان بود، توانست با همان شیوه کهن و سنتی نیروهایی از قاجاریان و افراد مسلح عشایر کرد و قبیله‌های پراکنده عرب که از سرنوشت خود ناراضی بودند، ارتشی مقتدر و فرمانبر فراهم سازد. او با همان قوا به سرکوب مدعیان داخلی و تنبیه حاکمانی که اطاعت مرکز را برنمی‌تافتند، دست زد و حکومت ایران را یکپارچه ساخت. دشمنانش در توصیف اراده پولادین او می‌گفتند؛ «اخته خان، گوید و کند.» کاترین امپراتریس روسیه در پاسخ به اعزام نیروی کمکی به ایالتی مرزی از آقامحمد خان ترسید و از اعزام نیرو خودداری کرد
شهبازی نویسنده کتاب تاریخ قشون قاجاریه جایی گفته بود ؛
نادر سردار شجاع و کاردانی بود. صد سال بعد از نادر، یکی از عوامل ناصرالدین‌شاه از امیرکبیر می‌پرسد که برای داشتن یک کشور خوب به چه چیزهایی نیاز است؟
امیرکبیر پاسخ می‌دهد؛ پادشاهی می‌خواهد مثل شاه اسماعیل صفوی، سردار سپهی مثل نادر و صدر اعظمی مثل من. پس امیرکبیر، پادشاه و شمشیر و خردورزی را در کنار هم می‌خواهد. نکته‌ای که در مورد خود نادر می‌گویند این است که در طول بیست سالی که بود، در طول لشکرکشی‌هایش سرباز زیادی از دست داد و در عین حال ثروت زیادی از هجوم به کشورهای مختلف به دست آورد. اما مجموع کارهای نادر به نفع ایران نبود و به لحاظ اقتصادی و ناامنی، لطمات زیادی به کشور وارد آمد. نادر خودش هم در جنگ‌ها حضور داشت.
اما در مورد آقا محمدخان، این نکته حائز اهمیت است که در دوران کودکی او، پدرش در جنگ با کریم‌خان زند کشته شد. برادر و پدر بزرگش هم در جنگ کشته شده بودند. مجموعه این‌ها در حافظه تاریخی‌اش تاثیر داشت و او را بسیار قسی‌القلب، با اراده و راسخ کرده بود. از سوی دیگر، آقا محمدخان در دوره‌ای که در اسارت کریم‌خان بود، کتاب تاریخ زیاد می‌خوانده و می‌گویند؛ مادرش هم زن دانایی بود. شاید آقا محمدخان در حوزه نظامی‌گری به پای نادر نرسد، اما در مقایسه با باقی شاهان قاجار این مدیریت را داشته که از اقوام مختلف سپاه درست کند. آن زمان، کاترین روسیه از آقا محمدخان می‌ترسید و جرات نمی‌کرد به مرکز ایران سپاه بفرستد و با ایران بجنگد.
در واقع هر دو این‌ها، نادر و آقا محمدخان، یک شم مدیریتی داشتند و می‌دانستند که سرباز را چگونه جمع کنند، به آنها غذا و لباس دهند و با آنها ارتباط روانی برقرار کنند. در دوره قاجاریه، تنها کسی که از عهده این کار برآمد، آقا محمدخان قاجار بود. می‌گویند در جنگ‌ها پوتین از پا در نمی‌آورد. آن قدر که دانه‌های جو یا گندمی که در پوتینش ریخته بود، سبز می‌شد. این آدم در تمام بیست سالی که از شیراز گریخت تا روزی که در شهر شوشا یا شماخی در قفقاز کشته شد، استراحتی نکرد و دائم در حال جنگ بود
بنیانگذار قاجار بعد به فنا دادن سلسله زندیه و فتح جامع جنوب ایران مقر حکمرانی خویش را در تهران مستقر نمود و آن را دارالخلافه نامید در حالیکه پایتخت وی هنوز ساری بود؛ والی گرجستان به پشتوانه همکیشی با روس‌ها اعلام استقلال نمود. آقا محمد خان در فروردین ۱۱۷۴ (آوریل ۱۷۹۵) خبر داد در صورتی که والی گرجستان روابط خود را با روس‌ها قطع و از ایران اطاعت جامع نکند، به آنجا لشکر کشی خواهد نمود. آقا محمد خان به گرجستان لشکر کشی کرد و با وجود مقاومت گرجی‌ها در این نبرد پیروز. آقا محمد خان برای یافتن آراگلی خان حاکم گرجستان به تفلیس لشکر کشید. آراگلی خان همراه خانواده و بستگانش از تفلیس به گرجستان غربی گریختند. آغا محمد خان تفلیس را فتح نمود و فاجعه کرمان را در تفلیس تکرار کرد و دستور به قتل و تاراج مردم داد.
آقا محمد خان بعد از تاجگذاری به خراسان لشکر کشید و شاهرخ نوهٔ نادرشاه افشار را که کور و پیر بود به همراه همه درباریانش به انتقام کشتن فتحعلی خان به قتل رسانید. خان قاجار برای افشای محل جواهراتی که نادر از هند آورده بود شاهرخ را به حدی شکنجه کرد که وی در زیر شکنجه‌ها جان سپرد. او پس از کشف محل جواهرات نادر، آنان را روی سفره گسترد و از شدت عشق به طلا و جواهر، بر آنان غلتید.
و سپس لشکرکشی به بخارا را قصد نمود که خبردار شد از جانب روسها دیگر خطری نیست.
برای همین حاکمان طرفدار روس آن دیار را سرکوب کرد و مرو را آزاد و ازبکان را وادار به عقب نشینی نمود. او بخارا را تحت‌الحمایه دولت ایران قرار داد و چون مردم آن دیار با وی مخالفتی نداشتند به آنان آزاری نرساند و پس از آن به دستور وی، گروهی را به منظور تعقیب نادرقلی شاهرخ افشار به هرات فرستاد. آنها تا کابل پیش رفتند ولی نادرقلی در کوه‌های هیمالیا در افغانستان مکان خود مرتب را تغییر می‌داد سرانجام از تعقیب وی دست برداشتند و بلخ را از حاکم کابل به بهای ۵۰۰ هزار سکه طلا خریداریاری نمودند؛ این کار آقا محمد خان چندین هدف را دنبال می‌کرد که مهم‌ترین و دراز مدت‌ترین آنها جلب حمایت حاکم کابل برای حمله به هندوستان بود و افغانستان را نیز تحت حمایت دولت ایران قرار داد. او سپس به ساری برگشت و در عمارت زمستانی خود واقع در پشت مسجد شاه غازی (که اکنون اثری از آن باقی نیست)، گنجینه‌های باقی‌مانده از دوران افشاریه - که نادر با خود از هند آورده بود و باعث ثروتمندی بسیاری از فرماندهان و نوادگان او شد - را پنهان کرد
آقا محمد خان فرزند ایل و مرد جنگ و ستیز بود.شجاع، فرزانه، با تدبیر و کیاست بود. گرچه شمشیر زن بود اما می کوشید از فکرش بیشتر استفاده کند. بنا به گفته اعتماد الدوله، صدراعظم او "سرش کاری برای دستش باقی نمی گذاشت." در سرکوبی دشمن هر نیرنگی را روا می دانست و برای بقای سلطنت قاجار به هیچ کس رحم نمی کرد و عزیزترین برادران و یاران و نزدیکانش را در این راه نابود می کرد. بسیار سنگدل و کینه جو بود.جنایاتش در در کرمان و بم و تفلیس وحشتناک و رفتارش با لطفعلی خان زند، شرم آور بود.
پول دوست و خسیس بود اما نسبت به سربازان و هزینه های مذهبی سختگیری نمی کرد. پوشاک و خوراکش ساده و از تجمل دوری می کرد.استقبال مردم در شهرها از او، خوشایندش نبود. از نگارش های متکلف و فتح نامه های اغراق آمیز بیزار بود. رفتارش با مردم عادی و سربازان بهتر از بزرگان بود.
آقا محمد خان در دوره ای که شیوه ملوک الطوایفی ایران را به آشوب کشانده بود؛بازرگانی و کشاورزی از یک سو و فرهنگ از سویی دیگر دچار وقفه گشته بود؛ آهنگ پادشاهی کرد.وی دو نیروی سلطنتی زندیان و افشاریان را به کلی برانداخت و سران بسیاری از عشایر و ایلات را یا به خود جذب کرد یا نابود گردانید.
از لحاظ قدرتهای خارجی تنها روسیه بود که در سر فکر تسخیر ایران را داشت و آقا محمد خان با استواری این فکر را نقش بر آب کرد و به جد در راه حفظ مرزهای ایران کوشید.
به علت مشکلات روی داده در دوره افشاره و دوره زندیه سرزمین ایران دارای ناامنی‌های داخلی (مانند ناامنی‌های جاده‌ای) بود و ارتباط با خارج از کشور از جنوب و شمال ایران کم شدن یافته بود و زمانی که دولت قاجاریه به وجود آمد ایران از نظر اقتصادی و سیاسی در وضعیت بدی به‌سر می‌برد و اولین انسجام ایران به شکل امروزی مدیون آقا محمدخان قاجار است هرچند که در زمان پادشاهان بعدی قاجار بخش‌هایی از ایران جدا شدند ولی خاک اصلی به صورت یک دولت متحد از زمان آقا محمدخان قاجار به بعد شکل گرفت و از نظر مورخان آن دوره وی به عنوان قهرمان ایران شناخته می‌شد و با وجود آغاز جنگ‌های عقیدتی که از زمان وی ابتدا شد ولی ایران از نظر جنگ‌های داخلی به ثبات نسبی‌ رسید.

برچسب: نویسنده: طاها پورعلی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 12:56

صفحه بندی