خارخاسک

متن مرتبط با «بغام» در سایت خارخاسک نوشته شده است

طنز بغام و خورشید بندرعباس

  • نیلوبلاگ

    اواسط تیرماه است ساعت از دوازده ظهر گذشته و خورشید با بی رحمی &...

    ادامه مطلب
  • طنز بغام و گدای زبل

  • نیلوبلاگ

    ساعت از ۲ بعد ظهر گذشته ، هوا بس ناجوانمردانه گرم است ، متاسفانه طبق شنیده ها خورشید هم با بندرعباس پدرکشتگی دارد.اینکه اصلا نمی شود ساعت ۲ بعدظهر بندرعباس را با چند خط تشریح کرد ، خودتان یک چیز داغ را به شعاع ابدیت تصور کنید. و در این میانبغام با سر و صورتی خیس از عرق وارد کوچه شد، طبق معمول احدی در محله دیده نمیشد ،فقط صدای کولرها بود که آدمی را منگ هرم و حرارت پس زمینه اش می کرد. هنوز بغام وارد منزلش نشده بود که گدای قلچماقی جلوی راهش را سد کرد و گفت؛ بده در راه خدا ، گدا دوباره و این بار قاطع تر گفت؛ بده زود باش عمو که تو این گرما اصلا حوصله بحث ندارم!! بغام با غیض به هیکل گدا اشاره ...

    ادامه مطلب