ملوک هرمز از نگاه وقایع نگار پرتغالی

خرید بک لینک

بخشی از سفرنامه دوارته باربوسا وقایع نگار آلفونسو آلبوکرک در توصیف جزیره هرمز

وی هنگام هجوم قوای بحریه پرتغال در ابتدای قرن شانزدهم از ملازمان آلبوکرک بود و در تشریح وضعیت ملوک هرمز جانب انصاف را رعایت کرده است

اگر از تنگه هرمز عبور کرده و به درون خلیجفارس راه یابیم در نزدیکی مدخل آن به جزیره کوچکی به نام جرون برمیخوریم که اگرچه بزرگ نیست اما قشنگ و زیبا است. خانههای آن بلند و از سنگ و ساروج ساخته شده است، بام خانهها مسطح، و خود خانهها پنجرههای بسیاری دارد، برای دور ماندن از گرمای شدید جزیره، تمام خانهها به شیوهای ساخته شدهاند که هوا را از فراز بامها و طبقات بالای خانهها به پایین و زیرزمین هدایت میکند.

شهر هرمز تعداد زیادی بازرگان ثروتمند نشیمن دارد و در آن، کشتیهای بسیار بزرگی وجود دارد و کشتیهای بسیاری نیز بدانها رفتوآمد میکنند. بندرگاه آن بس نیکو است و با انواع کالاهایی که از ممالک مختلف جهان به این جزیره میآید تجارت کرده و از اینجا به هند و دیگر نقاط جهان صادر میکنند و آنها را با کالاهای گوناگونی که از سراسر هند میآید دادوستد میکنند.

بازرگانان هرمز با خود انواع ادویه و دیگر محصولاتی چون فلفل، زنجبیل، دانههای هل، دارچین، میخک، صندل، چوب سفید، بلسان، تمرهندی، زعفران، نیل، شمع، آهن، شکر، برنج (با مقادیر بسیار زیاد)، جوزهندی، مقادیر قابل توجهی سنگهای قیمتی، سفال و کندر میآورند و از فروش این امتعه سود هنگفتی کسب میکنند. کالاهای بسیاری نیز از سرزمینهای کامبی، چاول، دیبل میآورند. و از بنگال امتعهxadای موسوم به موسلین و سین باسوس وارد میکنند. اینها پارچههای نخی اعلایی هستند که از آنها برای ساخت عمامه و پیراهن استفاده میکنند. از عدن، کالاهایی چون مس، جیوه، شنگرف، گلاب، پارچههای زری و ابریشمی و پارچههای پشمی میآید.

از قلمرو شاه اسماعیل صفوی مقادیر بسیاری ابریشم و مشک اعلی و ریواس بابل میرسد، و از بحرین و جلفار، انواع مرواریدهای ریز و درشت، و از شهرهای عربستان، اسبان بسیاری میآورند که شمار زیادی از آنها، بیش از هزار، و در بعضی سالها دو هزار اسب به هندوستان صادر میشود، و هر یک از آنها برحسب تقاضا نزدیک سه یا چهار هزار کروزیدوس به فروش میرسد. کشتیهای حامل اسب، مقادیر زیادی خرما، کشمش، نمک، گوگرد، مرواریدریز و اعلای مورد توجه مسلمانان نارسنگا با خود میبرند.

مسلمانان هرمز، پیراهن نخی ظریف، بسیار سفید، نازک و بلندی میپوشند و شلوارهای نخی و برتر از همه جامههای فاخر ابریشمی، شال و طاق کشمیری بسیار گرانبهایی به تن میکنند، و خنجر و دشنههای مرصع به طلا و نقره به فراخور جایگاه و منزلت فرد به کمر میبندند، و سپرهای پهن و مدور که از ابریشم است دارند که با آنها تیرهای بسیار دوری رها میکنند، به دست میگیرند.

اینان مردمانی ثروتمند، مؤدب و آراسته هستند و در میان خویش روابط نیکویی دارند. به لباس خویش توجه و عنایت فراوانی دارند و خوراکشان که بسیار خوش بوی و خوشطعم است و به فراوانی به عمل میآید شامل گوشت عالی، نان گندمی، برنج اعلا و چاشنیهای متنوع و دیگر اغذیه مأکول و مرباها و میوههای تازه مانند سیب، انار و هلو و مقادیر زیادی زردآلو، انجیر، گردو، انگور، خربزه، ترب و سبزی سالاد که در اسپانیا هم متداول است و انواع خرما و دیگر میوههای که در کشور اسپانیا ناشناخته است، است. آب نوشیدنی را با مقداری شیره مصطکی درهم میآمیزند و آن را در جای خنکی نگه میدارند، و برای خنک کردن و خنک نگهداشتن آبها شیوههای مختلفی به کار میبرند.

اشراف و بازرگانان بزرگ و نامدار، هرکجا روند، چه در اماکن عمومی یا خیابانها، و چه در سفر و حضر، غلامی با خود میبرند که پیوسته در خدمت آنهاست و کوزه آب کوچک، کیگ، یا جامی مرصع به نقره را با خود حمل میکنند، که علاوه بر استفاده، زینتی و نمایشی است، و نماد زندگی مرفه و تجملاتی آنان است. این قشر از مردم و نیز صاحبمنصبان بالای حکومتی خانههای روستایی در خشکی اصلی (شهرهای ساحلی) دارند و مالک باغ و مزرعه هستند و بهویژه در فصل تابستان بدان جا روند و چند ماهی را خوش میگذرانند.

شهر هرمز فوقالعاده غنی و ثروتمند است، و دارای انواع گوناگونی از غذاهای نیکوست. جز اینکه زندگی در این شهر بسیار گران و پرهزینه است. زیرا همهچیز از خارج میآید، یعنی از عربستان، ایران، هند و دیگر سرزمینها و مناطق وارد میشود. با این تفاوت که تمام ِ نیازمندیهای زندگی بهسرعت به جزیره میرسد. اما از خود جزیره جز نمک نمیتوان برد. حتی آب آشامیدنی را، چنانکه گفته شده با کشتیهای کوچکی که طراده خوانند، از بیرون جزیره، و از جزایر اصلی و جزایر نزدیک به آن جا میآورند.

در میدانهای عمومی شهر همه گونه خوراک و هیزم، که آنهم از خارج جزیره میآید، به مقدار فراوانی وجود دارد. تمام کالاهای کشیدنی و وزن کردنی، طبق قوانین و مقررات دقیق، به قیمت معلوم و مشخصی به فروش میرسد. هر آنکس که به پیمانه و ترازو عمل نکند و برخلاف قیمتهای تعیینشده و دستورات مربوطه عمل کند به شدت مجازات میشود. در میدانهای عمومی انواع گوشت پخته، آبپز و کباب شده را با ترازو کشیده و عرضه میکنند. سایر خوراکیها نیز به همین ترتیب به فروش میرسد. خوراکیها اساساً بر طبق اصول، قواعد و با رعایت بهداشت و پاکیزگی تهیه میشود. چندانکه بسیاری از مردم غذای خود را در خانه طبخ نمیکنند بلکه آن را از بازار میخرند.

پادشاه هرمز، پیوسته در یکی از کاخهای بزرگی که در کنار دریا و در ستیغ تپههای مشرف به آبها جای دارد بسر میبرد و گنجینههای خویش را نیز در همین کاخ نگه میدارد. زمامداران و عاملان مالیاتی شهرهای ساحلی ایران و ِ شهرهای ساحلی عربستان و جزایر تابعه او در خلیج فارس را – چنانکه گفتیم – از همینجا معلوم و منصوب میکند. سلطان هرمز، در این شهر فرماندار کل دارد که بر آن فرمان میراند و قوانین کشور را در آن پیاده میکند. او از لحاظ مرتبه، از همه والیان و امیران پادشاهی هرمز بالاتر است و بر همه آنها فرمان دارد.

امیر یا فرماندار هرمز، در جوار سلطان، در قصر بسر میبرد. برای هردوی آنها دژ محکمی ساختهشده است. سلطان هرمز سلطنت نمیکند و چیزی از سلطنت هم نمیداند. با این همه، بسیار نیکو بدو خدمت کنند و بهخوبی از او پاسداری و حراست میکنند. اما چنانکه سلطان بخواهد در امور مربوط به حکومت و خزانه کشور دخالت کند و یا بخواهد آزادانه (خودسرانه) عمل کند، از دژ یادشده منتقل میشود و از نعمت بینایی محروم میشود، و او و همسر و فرزندانش را – اگر فرزندی داشته باشد – در یکمنزل ویژهای قرار میدهند، و به انواع بلاها و مصیبتهای بزرگ گرفتار میسازند، جز خوراک چیزی به او و خانوادهاش نمیدهند. آنگاه جوانی از خاندان سلطنت نظیر پسر، برادر، برادرزاده یا شایستهترین فرد از منسوبان سلطان را در دژ یا کاخ پیشگفته مینشانند و بدین ترتیب، او را بهعنوان سلطان جدید هرمز معرفی میکنند تا والیان و امرا بتوانند بیهیچ نزاع و کشمکش، و باکمال صلح و آرامش، امور پادشاهی را اداره کنند، و به نام او بر کشور حکومت کنند.

+ نوشته شده در جمعه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت 4:26 توسط کاظم گلخنی |
خارخاسک ...

ما را در سایت خارخاسک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: شنبه 18 ارديبهشت 1400 ساعت: 6:51

صفحه بندی