رکبي که شيبک خان از شاه ايراني خورد
12 آذر سال 889 هجري شمسي مصادف با دوم دسامبر 1510 ميلادي سالروز يکي از پيروزي هاي تاريخي ارتش صفوي براي حفظ و حراست از کيان تاريخي ايران به شمار مي رود.
محمد شاهبخت خان معروف به "شيبک خان" ، پادشاه قدرتمند ازبک و از نوادگان جوچي فرزند ارشد چنگيز خان مغول بود.
وي فردي سني مذهب و متعصب بوده که روياي فتوحات چنگيز را در سرش مي پروريد و پس از ظهور شاه اسماعيل صفوي (مرشد اعظم) و برانداختن حکومت آق قويونلو در پي نبرد با شيعياني که آنها را کافر مي دانست برآمد.
شيبک خان از جنوب شرق، سيستان را فتح و تا نزديکي کرمان و يزد پيش آمد و از شمال شرق خراسان و گرگان ( استر آباد ) را متصرف و تا دامغان قلمرو خود را گسترش داد.
شاه اسماعيل صفوي نيز پس از برتري بر حاکمان محلي همچون "کياحسين چلاوي دوم" در مازندران و سمنان، "محمد کرّه" در يزد و "علاء الدوله ذوالقدر" حاکم اِلبستان متوجه شيبک خان شد و سعي کرد از در رابطه دوستي و احترام با او وارد مذاکره شود اما سودی نداشت
شاه اسماعيل هم که ديگر طمع ارضي و جاه طلبي او را نظاره و از حل مسئله به صورت مسالمت آميز نااميد شده بود، خود را مهياي جنگ ساخت
در هر صورت جنگ اجتناب ناپذير بود و مرشد سرخ کلاهان، سپاه ايران را که به صورت اعتقادي و ديني برايش مي جنگيدند به سوي خراسان گسيل کرد.
گماشتگان شيبک خان که از هيبت شاه صفوي و سپاهش به هراس افتاده بودند پيش از وقوع هر نبردي گريخته و خود او نيز که در هرات بود به مرو فرار کرد .
شاه اسماعيل به توس رسيد و ابتدا افرادي را براي تصرف قلاع خراسان تعيين کرد و سپس خود به زيارت امام هشتم شيعيان رفت.
مردم خراسان که خود را ايراني و مريد اهل بيت پيامبر ميدانستند شهر به شهر از سپاه صفوي استقبال کرده و تصرف خراسان به همين علت براي سرداران ايراني صعوبات زيادي نداشت .
شاه اسماعيل با سپاهش روانه مرو شد . قشون ايران از 17 هزار جنگجو تجاوز نمي کرد ولي ازبکان نزديک به 30 هزار نفر را در اختيار داشتند .
شيبک خان پس 7 روز نبرد، شکست خورد و به دژ مرو فرار کرد و از خانات نواحي ماوراء النهر کمک خواست .
شاه اسماعيل هر چه صبر کرد نتوانست ازبکان را از قلعه بيرون بکشد و با توجه به درپيش بودن زمستان بي شک قادر نبود بيش از اين صبوري کند ، پس به نيرنگ متوسل شد.
او با سرعت از آن نقطه عقب نشيني کرد و بلافاصله به شيبک خان نامه تحقير آميزي نوشت و گفت به علت سردي هوا به قشلاق مي رود و مجددا باز خواهد گشت.
وي همچنين اميربيگ موصلو را با 300 سوار در کناره پل "رودخانه محمودي" گماشت و خود و سپاهش در آن روستا که 3 فرسخي مرو بود اردو زدند.
شيبک خان که خيال مي کرد عقب نشيني سريع و عجيب شاه صفوي از موضع ضعف است و احتمالا عثماني ها از شرق به ايران لشکر کشيده اند و يا شورشي در آذربايجان رخ داده ، فرصت را مناسب ديده و به تحريک همسرش "مغول خانم" با تکبر تمام به تعقيب ايرانيان پرداخت.
اميربيگ موصلو و گردانش با ديدن سپاه ازبک بلافاصله در عرض رود گريخته و پس از آن که ازبکان به طور کامل از رودخانه عبور کردند پل را ويران و از مسيري ديگر به سرعت سپاه صفوي پيوستند.
شيبک خان وقتي با سپاه صفوي مواجه شد متوجه فريب جنگي شاه اسماعيل شده و عزم بازگشت نمود اما پس از مشاهده پل تخريب شده راهي جز ايستادگي و جنگ نديد.
او بلافاصله سپاه ازبک را آراست و فرمان حمله داد؛ ابتدا ميمنه و ميسره سپاه ايران درهم شکسته و صفوفشان متفرق گشت تا اين که شاه اسماعيل خود مجبور به ورود به نبرد شده و به قلب سپاه ازبک تاخت.
ورود مرشد که نيروهاي ايراني او را داراي نيروي فرازميني مي دانستند ، ورق درگيري را برگردانده و لشکر ازبکان را مضمحل ساخت .
در نهايت شيبک خان و 500 نفر از يارانش به خرابه اي پناه برده و توسط هزاران ايراني مورد حمله قرار گرفتند که موجب هلاکت تمامي آنان و پيروزي مطلق صفويان شد.
نتيجه اين جنگ لرزه شديدي بر اندام حکام شرق و غرب انداخت و ازبکان چنان ضربه اي خوردند که تا مدت هاي مديدي جرات نزديک شدن به مرزهاي ايران را نداشتند
ما را در سایت خارخاسک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 23