گفتگوی خیالی با سدید سلطنه .مطلب تاریخی

خرید بک لینک

ساعتی با سدید سلطنه

نوشته کاظم گلخنی روزنامه نگار

گفتگوی خیالی با یکی از مفاخر تاریخ هرمزگان

در زمستان سال ۱۳۹۰ دو محقق رشته ادبیات فارسی دانشگاه هرمزگان بنام های فرامرز خجسته و حسام الدین نقوی در پژوهش نامه فرهنگی هرمزگان به صورت اجمالی در مورد سدید سلطنه مقاله ای در خور توجهی عرضه کردند. در این مقاله به معرفی این چهره سیاسی و فرهنگی اواخر عصر قاجار در جنوب اشاره و تلاش احمد اقتداری نویسنده معاصر که برای باز نشر آثار سدید سلطنه همت گماشت ، اشاراتی شد .

طبق اطلاع واصله همه ی نسخه های خطی آثار سدید سلطنه توسط آقای هوشنگ ستایش نوه دختریش به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران هدیه شده که میتوان به کتاب مجموعه النوادر ، مفاتیح الادب ، مجموعه ظرایف و کتاب معروف اعلام الناس فی احوال بندرعباس اشاره کرد که البته جلد اول این کتاب به کوشش هوشنگ ستایش و جلد دومش توسط آقای احمد اقتداری منتشر شده است . تقریبا هفت سال بعد از نشر این مقاله ، کتاب مشوش نامه سدید سلطنه که مجموعه اشعارش است به همت اتاق بازرگانی بندرعباس منتشر شد .لازم به ذکر است که در سالیان اخیر بسیاری از اهل فرهنگ و ادب و روزنامه نگاران هرمزگانی مطالب و مقالاتی در زمینه معرفی سدید سلطنه منتشر کردند که قابل تقدیر است .

در اواسط قرن نوزدهم میلادی هویت ملی و ناسیونالیسم ، رشد صنعتی غرب ، تجدد خواهی ، بیداری اسلامی ، مرز بندی جغرافی و سیاسی کشورها و عبارت یا معانی سیاسی دولت و ملت شکوفا می شود .در همین دوران مبارزات ضد استعماری همزمان با ترقی غرب رشد می کند این ذکر بدان معناست که سدید سلطنه نوجوان علاوه بر کسب علوم سنتی ، دروس جدید نیز نزد استاد سید جمال الدین اسدآبادی که مدتی در بوشهر حضور داشته فرا می گیرد و شاید روشن بینی و تفاوت نگاه وی به اطرافش به عنوان یک کارگزار ارشد دولتی به دلیل تاثیرات و خط مشی استادش سید جمال الدین اسد آبادی باشد .

سدید سلطنه در سنه ۱۲۵۲ شمسی چشم به دنیا می گشاید و در سنه ۱۳۲۰ شمسی عالم فانی را ترک می کند از وی آثار زیادی بر جای مانده که بخشی در کتابخانه دانشگاه تهران هنوز به صورت خطی و دست نویس باقی مانده و برخی نیز به چاپ رسیده است..

قطعی اینترنت در این ایام مجالی شد تا دگر بار برخی از محققان ، فرهنگیان و اهل رسانه به کتاب مراجعه کرده و وقت خود را صرف پژوهش بیشتر نمایند ، گفتگوی خیالی ذیل با مرحوم سدید سلطنه کبابی حاصل این فراغت است تا گوشه ای اندک از خدمات و تلاش فرهنگی بی کران وی تقدیم شما علاقه مندان تاریخ شود .

آقای سدید سلطنه بعد از آن بزرگداشتی که برای حضرتعالی گرفتند سالهاست رسما یادی از شما نشده اینکه گفتیم دقایقی مزاحم اوقات شما شویم و سوالاتی من باب مرور حوداث و خاطرات ایام گذشته داشته باشیم ، فی الحال بفرمایید علت اینکه جد در جد خانواده جنابعالی در مناسب و ارکان دولت در بنادر حضور داشتند چه بود ؟ ضمن عرض سلام خدمت مردم خوب جنوب و اهالی محترم هرمزگان، اول باید عرض کنم همین پارسال بود که در مراسم رونمایی از کتاب مشوش نامه اینجانب که به همت اتاق بازرگانی بندرعباس منتشر شد یاد ما را گرامی داشتند که بسی مایه امتنان خاطر گشته روحمان شاد شد با این وجود به قول جناب سعدی ، مشک آن است که ببوید نه آن که عطار بگوید اگر حضرات دستگاه دولتی در بندرعباسی برای این جانب بزرگداشت گرفتند حاصل تلاش فرهیختگان و نویسندگان عزیزی نظیر آقایان؛ احمد اقتداری ، هوشنگ ستایش ، منصور نعیمی ، عبدالله حسینی ، محمد حسن نیا و دیگر عزیزان است که مطالب این جانب را به کتابت در آورده و خوشحالم که این ایام مردم با بودن امکانات جدیدی مثل فضای مجازی بیشتر به فرهنگ و تاریخ خود اهمیت می دهند . در باب سوال دوم شما باید عرض کنم اغلب مشاغل در سنوات ماضی موروثی بوده و از پدر به ذکور با لیاقت به ارث می رسید ، بعضا برخی خانواده ها طبق اسناد تا چندین قرن شجره خدمت دیوانی داشتند مثلا به خانواده قوام در فارس نگاه کنید اینها از دوره حکومت مغولان تا دوره پهلوی اول در شیراز صاحب نفوذ و قدرت بودند .

در ایران قدیم هر خانواده به شغلی مشغول بود اجداد این جانب هم در دوره نادرشاه وارد قشون شدند .جدم از بزرگان صنعت کشتی سازی بندرکنگ بود نادرشاه قصد گسترش نیروی دریایی داشت پس جدم ملا علی شاه به خدمت قوه بحریه در آمد و در فتح عمان خدمت شایانی کرد .این رویه در خاندان ما سالها ادامه یافت و ما تحت آموزش سخت والدین به شغل دیوانی رو آوردیم

برخی تصور می کنند به واسطه فروش القاب یا فساد حکومت قاجار افراد سلطنتی و دیوانی عمدتا یا بیسواد بودند یا اینکه اطلاع از شغل خود نداشتند نظر شما چیست ؟ یک اصل مهم وجود دارد اگر می خواهی نقد و گلایه ای کنید انصاف را بر مدار کلام و قلم باید گذاشت

اگر در طول

تاریخ اشتباهی توسط شاه و یا وزرا رخ دهد دلیل بر بیسوادی دیوانیان و دولتی ها نبود اگر به آثار بجا مانده از این افراد توجه کنید متوجه می شوید خیلی از دیوانیان نظیر حقیر صاحب آثار زیادی در حوزه های مختلف بوده اند.

با وجود چنین افراد با سوادی بخشی از ایران در عصر قاجار از دست رفت حتی در فتنه هرات که در دوره ناصرالدین شاه به پا شد در حمایت از حاکم یاغی هرات ارتش انگلیس اقدام به اشغال بوشهر کرد در مقابل قوای ایران به تعداد بیست هزار سرباز تحت فرماندهی میزرا محمد خان قاجار رهسپار جنوب شد و در کمال شرمساری در چند جنگ از قوای کوچک تر انگلیسی ها شکست خورد و خرمشهر ، اهواز و بوشهر را تقدیم دشمن کرد ، این را خواستم عرض کنم چرا با وجود آن همه افراد با سواد مملکت را به این روز انداختند ؟ توضیحات کاملی دادید کاش اضافه کنید چند دهه بعد مردی با دو سرباز به جزایر سه گانه رفت بیرق انگلیس را به زمین کوفت و پرچم پر افتخار ممالک محروسه ایران را برافراشت آن مرد سدید سلطنه بود هر چند با شروع جنگ جهانی اول استعمار پیر باز هم این جزایر را اشغال کرد اما حداقلش مدیون وجدانم نبودم . در پاسخ به سوالتان هم باید عرض کنم سواد ربطی به توانمندی و خودباوری ندارد در عصر قاجار رهبری سیاسی و شخص شاه در مقابل قدرت های زمانه از پیش باخته بود این ضعف بجز معدودی نظیر امیر کبیر در بیشتر امرا و وزرا دیده می شد . متاسفانه این ضعف چنان مشهود بود که به صفوف سربازان نیز رسید در حالیکه همگان مطلع هستید مردان دلاور تنگستان و دلوار تحت فرماندهی خالو حسین دشتی و رییس علی دلواری چه مردانه در مقابل استعمار پیر قد علم کردند کاش این مردانگی در وجود شاهان هم وجود داشت در مجموع آن چه باعث پیروزی بر دشمن می شود سلاح نیست خود باوری و ایمان است

فارغ از توجه حضرتعالی به ادبیات و فرهنگ جنوب و همچنین نوشتن سفرنامه ها و اطلاعات ارزشمندی که از دریانوردی از حضرتعالی به جا مانده عمده مشغله شما کارگزاری در بنادر بوده این شغل را برای مردم امروز توضیح دهید ؟ به عبارت ساده رسیدگی به وضعیت مسافران و تاجران و گزارش ورود افراد خارجی از طریق بنادر به داخل کشور وظیفه کارگزار بود از دیگر وظایف کارگزار پیگیری و حل و فصل مشکلات این افراد بود به همین دلیل کارگزارها نظیر اینجانب زیر نظر وزارت خارجه فعالیت می کردند البته مدتی نیز کارگزار دولت روس و اندک مدتی کارگزار دولت انگلیس نیز به عهده داشتم . در ضمن باید متذکر شوم اینکه اینجانب در کسوت کارگزار دولت روس یا انگلیس در بنادر بودم بخاطر اعتماد کامل دولت کشورم به اینجانب بود ، این جانب نفوذ زیادی در منطقه بخصوص بین تاجران خارجی داشتم ، به زبان خارجه مسلط بودم، توان مدیریت موضوعات این چنینی را داشتم ضمن اینکه فقط به شغل کارگزاری مشغول نبودم و در خدمت به کشور به مشاغلی مثل ریاست اداره تذکره ، گمرکات و اداره بنادر نیز خدمت ها کردم.

, چرا با وجود مدیران با درایتی همچون جنابعالی ایران هم مثل دیگر کشورهای خاورمیانه دیر به فکر رشد و توسعه افتاد ؟ راستش را بخواهید علوم جدید که عامل ترقی ملل غربی شد فقط به واسطه مدارسی نظیر دارالفنون و همت مرحوم امیر کبیر قابل بسط دادن بود و متاسفانه بعد از مرگ وی چند دهه بعد سیستم فراگیر آموزشی در کشور برقرار شد . اگر در همان دوره ناصرالدین شاه مدارس علوم جدید در همه ی کشور جایگزین مکتب خانه ها شده بود قطعا بسیاری از جوانان اقشار مختلف علم آموخته و در سنوات بعد باعث توسعه کشور می شدند، برخی تصور می کنند تجدد خواهی به معنی تقلید از فرهنگ غربی است مثل افکار رضاخان که مردم را مجبور به پوشیدن کت و شلوار و کلاه کرده بود در حالیکه تجدد خواهی و ترقی به معنی الگو برداری علمی ، آموزشی و علوم مختلف از غرب است.

جناب سدید سلطنه گویا پدر گرامی نیز مثل جنابعالی مشاغل مهمی در جنوب کشور داشته است ؟ مرحوم پدر ، سرتیپ احمد خان مدتها حافظ منافع کشور و ناظر اصلی دولت بر بنادر بود در دوره فتحعلی شاه ، محمد شاه و ناصر الدین شاه به دلایلی حالا شما اسمش را ضعف دولت مرکزی بگذارید برخی از بنادر مهم هرمزگان به امامان مسقط کرایه می دادند البته فتنه های زیادی بعدها رخ داد و به هر ترتیب برخی که قصد سواستفاده از این قضیه داشتند با مجاهدت قوای ایران منهزم شدند با این حال این رویه بعد از فتنه امامان عمان در سنه ۱۲۶۰ شمسی که قصد تصرف بندر عباسی داشتند چندان به دراز نکشید و چند سال بعد از مرگ ناصرالدین شاه با واگذاری گمرکات کشور به بلژیکی ها عملا چنان سخت گیری روا دادند که از آن طرف پشت بام افتادیم و بسیاری از تجار ترک وطن کرده و به بنادر عمان رفتند .

در مجموع پدرم رابط دولت و امامان عمان در بنادر بود

از خبط برخی شیوخ عرب که به راحتی فریب انگلیسی ها را خوردند و باعث بروز فتنه های مختلفی در منطقه شدند که بگذریم ، تا قبل از حضور استعمار پیر در خلیج فارس مرتبت ها معلوم بود ، جایگاه ممالک محروسه ایران در راس هرم قدرت بود و همگان از این امر آگاه بودند

بزرگترین خدماتی که در طول حیات سیاسی خود به مملکت کردید به اختصار نام ببرید ؟ این جانب بعد از رحلت پدرم مرحوم سرتیپ احمد خان کبابی که خدمتها به جنوب کشور کرد فعالیتم مقارن با پنج پادشاه بود از ناصر الدین شاه قاجار ، مظفر الدین شاه تا محمد علی شاه ، احمدشاه و رضا شاه ادامه یافت .در فتح بندر لنگه و طرد محمد بن خلیفه که یاغی حکومت شده بود شرکت جسته تشویق شدم و درجه سرهنگی گرفتم چند مدال از دولت فرانسه و روسیه دریافت کردم ، در قضیه قاچاق اسلحه که قبل انقلاب مشروطه در بندر لنگه شایع بود ورود کرده و جلوی این تخلف بزرگ را گرفتم علاوه بر این در زمینه شرایط اقتصادی و فرهنگی با سفر به جزایر و بنادر تحقیق بسیار کردم و کتاب های زیادی در احوال مردم جنوب به تحریر در آوردم .در مجموع بیشتر عمر سیاسی این جانب در بندر عباسی ، بندرلنگه و بوشهر سپری شد .

گویا در طول چهل سال فعالیت دولتی انتقاداتی از جنابعالی بخصوص در ایامی که در اداره تذکره یا همان گذرنامه بوشهر و بندرلنگه حضور داشتید وارد شده است ؟ مگر می شود مدیری پیدا کنید که در طول چند دهه فعالیت از وی انتقاد نشود !

البته این انتقادات را یحتمل از تلگراف های بجا مانده از اسناد وزارت خارجه در آورده اید ملالی نیست اما اینجانب بارها نیز به پاس خدماتم تشویق شدم که در یک فقره به دریافت درجه سرهنگی و چندین بار به دریافت مدال و عنوان مفتخر شدم . باید این را

هم ذکر کنم .با این حال ادعایی در این فقره ندارم اما به کتاب برخی نویسندگان همان عصر مراجعه کنید متوجه می شوید تا چه اندازه برای احقاق مردم مظلوم تلاش کردم و هیچ وقت در این زمینه کم کاری روا نکردم.

به اعتقاد برخی از محققین توجه جنابعالی در زمینه صید مرارید خلیج فارس کمک بزرگی در شرح این تجارت فراموش شده کرده اید ، علت چه بود ؟ آن ایام کتب زیادی در مورد صید مراورید وجود نداشت بعضا اگر بود نویسنده به خاطر بی اطلاعی از علوم جدید در معرفی بسیاری از پدیده ها نظیر صید مروارید به مهمل نویسی بسنده و خرافه گری می کردند از این رو با توجه به ارتباطات و شناختی که از تجار مراورید داشتم مدتی با صیادان مروارید همراهی کرده به دقت در شرح این تجارت بسیار پر سود که عامل مهمی در رونق جزایر و بنادر داشت همت گماشتم چه حیف که در ابتدای قرن بیستم ژاپنی ها با تولید مروارید صنعتی باعث رکود و انفعال این تجارت مهم خلیج فارس شدند و اگر نفت در این منطقه کشف نشده بود خلیج فارس بعد از رکود بازار مروارید این چنین مورد توجه قرار نمی گرفت.

با توجه به علاقه شدید جنابعالی به مطالعه کتب مختلف ، آشنایی با نویسندگان و شخصیت های سیاسی و اجتماعی بزرگ عصر خود ، توجه خاص به فرهنگ و ادبیات جنوب و تالیف آثار زیادی در زمینه معرفی جغرافیای جنوب کشور ، بنظر خودتان چرا تا

بدین حد به جنوب ، بنادر و جزایر توجه نشان دادید ؟ فقط می خواستم به پایتخت نشین ها از آن همه منابع و موهبتی که در جنوب کشور وجود دارد آگاه کنم می خواستم بدانند که چرا استعمار پیر به بنادر و جزایر ما نظر دارد می خواستم شرایط سخت زندگی مردم در جزایر و بنادر در آن گرمای طاقت فرسای و بی آبی را به بزرگان کشور بفهمانم .

دوست داشتم اهل ادب و نویسندگان بزرگ را با صفحات جنوب آشنا کنم تا آیندگان از این تجارب ارزنده در جهت آبادی کشورم بهره ببرند.

در سفرهایی که به تهران داشتید با خیلی از رجال ترقی خواه و ادبا و سیاسیون مراوده داشتید از جمله مرحوم مصدق آیا علت خاصی داشت ؟ بله اینجانب در آن ایام چهره مطرح ادبی و فرهنگی جنوب بودم و بیشتر مرا به این عنوان می شناختند تا یک کارگزار دولتی به همین خاطر تلاش داشتم برای آگاهی از اوضاع مملکت با شخصیت های مهم سیاسی و فرهنگی و البته نویسندگان دیدار کنم البته در آن سالها آقای مصدق یک شاهزاده قاجار و یک نماینده مجلس بود و هنوز به نخست وزیری نرسیده بود با این حال با همان تیمور تاش هم که نخست وزیر شد و مرا در دولت پهلوی اول به حبس افکند هم مراوده داشتم اما بیشتر دوست داشتم با شعرا و نویسندگان دیدار کنم از آقای نصرالله فلسفی، عباس اقبال آشتیانی ، سعید نفیسی احمد فرامرزی که جملگی نویسندگانی شهیر بودند تا علی دشتی ، علی اکبر دهخدا ، رکن زاده و نظام السلطنه مافی همگی در مراوده و دوستی بودم.

گویا از بی مهری حکومت رضاخانی رنج زیادی بردید ؟ همین جا ابتدا تذکر بدهم از اینکه در آثار بسیاری از نویسندگان به وطن پرستی شهره یافتم بسی مشعوفم که این حاصل عمری خدمت به ایران عزیز بود . بلی با سقوط سلسله قاجارها اغلب حکام و مدیران و کارمندان قجری مورد بی مهری دولت رضا خان قرار گرفتند . ظلم پایدار نمی ماند روزی که رضاخان از ایران اخراج شد یک ایرانی اشک نریخت و این سند گویای ناپایداری ظلم است.عرض کنم که در سنه ۱۳۰۸ با طیاره از بندرعباسی به تهران احضار شد و هفتاد روز در بدترین وضعیت در محبس بود عاقبت با وساطت سرتیپ درگاهی فرمانده شهربانی کشور و امین التجار بوشهری از حبس آزاد شدم و یکسالی در تهران تحت نظر بودم ، تا اینکه به بندرعباس برگشتم ، در عهد پهلوی اول ظلم بی روا به انسان های آزاده شد ، حتی همان تیمور تاش که در زمان نخست وزیریش به حبس افتادم جان سالم به در نبرد به هر بهانه ای اغلب افراد منتسب به قاجارها را یا کشتند یا طرد کردند به همین خاطر بعد از بازگشت به بندرعباس مدتها از گرفتن مقرری محروم بودم تا اینکه با وساطت تیمورتاش این حقوق بخور و نمیر مجدد برقرار شد تا در حسرت این ناملایمات چند صباجی افسرده خاطر زنده بمانم و به این تلخ روزگار ریشخند زنم

خارخاسک ...

ما را در سایت خارخاسک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 182 تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:53

صفحه بندی