طنز شیخ و مریدان ؛ فیلترینگ

خرید بک لینک
شیخ و مریدان

این قسمت ؛ فیلترینگ

سکوت غریبی بیابان را سراسر در گرفته ، در آن شب قیر گون چراغی زین صحرای بی انتها سوسو میزد ، گویی دستی ز عرفان زمین و زمان بر هم دوختی ،چون نیک بنگریم ، دگر بار پیری ز دیر خرابات سرگرم مکاشفه بودندی و هنوز ز پله دویم نجهیده بودیش که ناگه مریدان همچو گله ای گراز بر سرش آوار گشته ، بنای عربده کشی نهادند ، پس شیخ دود ز حلقش برون دادی و بگفت : ای تف بر رویتان باد ، همش پرید،

این میان بزرگ مریدان که اندک عقلی بداشت بگفت : یا شیخ آنچه بفرمودی به کمال رسانده وجوهات را همه بدادیم و هزار امضا ز طومار شکوایه استوار کردیم .

پس شیخ چون مژده را شنید ز جا خروشید چندی بابا کرمی موزون برفت و مریدان بی جنبه نیز جملگی هلی کوپتری زده آن که سفیه تر بودیش جسارتی کرده چنگ بر محاسن شیخ زده با لوندی بگفتا : حالا یک ، حالا دو ، حالا پشمک بوردو

پس شیخ همی بخروشید و بگفت : ای ابله ، آخر این همه جا چه اصرار بر گرفتن موجودیتم بداری !

هیچ دانی دنیا و آخرتمان به همین بند باشد ، نباشد جمله بر باد رفتیم .

شیخ در ادامه خلق تنگ کرده به چند چک و تو سری آن لوطیان و اجامر را مطیع بنمودی و بگفت : فی الحال روانه فضای مجازی گشته همی دلواپسان را تحریک کرده بگویند : یا مرگ یا فیلترینگ ، تا من نیز با دیوانیان بر سر باج چندی چک چانه زنم ، بلکه این شب عید جملگی به گرجستان رویم و مردم آن دیار هم ارشاد بکنیم .

چون مریدان برفتند شیخ یکدست به مکاشفه و آن دست دگر سرگرم تهدید بودی که ناگه شبحی هولناک بر او ظاهر گشته نهیب زد : ای مهتر ددان ، برخیز که باید برای ادای پاره ای از توضیحات آماده گردی !

شیخ دگر بار آهی کشید بگفت : زینهار همش پرید ، تو کیستی سیاهی !؟

شبح بگفت : ای قوزمیت ، حال وقاحت بدانجا رساندی که دولت را تهدیدی نمایی ! بدهم تو گونیت کنم !؟

پس شیخ که سنبه را پر زور بدید رنگ ز رخسارش پرید و بگفت : آخر در این تورم و گرانی روزگار چه از جان این پیرمرد عابد می خواهید ، مرا با علوم عرفانی وانهید که هیچ ز دنیا طلبی نیست ،

خورزو هم انگشت میانی خویش بر شیخ نشان بداد و بگفت : ای مهتر ددان ، آخر تو را به شیر اطمینان ما چکار ، همان دله دزدیت بکن و دهان ز گزافه ببند.

پس خورزو با تحکم بیشتری بگفت : فی الحال فیلترینگ رها کن فکری به حال ماست کن ، شبح این بگفت و برفت ، شیخ رند هم جمله در هوا قاپید ز گروه مریدان بنوشت : برنامه کنسل بگشت هر آنچه وجوهات مانده به بازار برده شیرخشک بخرید انبار کنید ، بلکه شب عید به کیش برویم .

#کاظم_گلخنی_طنزنویس_جنوب

@hogam

خارخاسک ...

ما را در سایت خارخاسک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 199 تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 14:56

صفحه بندی